خرید بک لینک

***

طرفه حالی ست که در راه سبکبارتر است

هرکه دل بیشتر از عالم فانی برداشت

تنهای قمی

***

مستان عشق تن به نصیحت نمی دهند
از خویش رفته را عبث از پی صدا مزن

تاثیری تبریزی

***

ما را به مهربانی صیاد الفتی ست
ورنه به نیم ناله نفس میتوان شکست

درکی قمی

***

هرچه می آرد به کف، صرف حریفان میکند

بزم دوران را سخاوت پیشه ای چون جام نیست

اوجی نطنزی

***

درین بازار بشکن قدر خود را

که گیتی جنس ارزان می پسندد

تنهای قمی

***

از خجالت چون توانم سر برآورد از جنون؟

رفتی و در گردن من حق زنجیر تو ماند!

راقم مشهدی

***

خطر راه خرابات ز مسجد بیش است

گر به میخانه روی راهبری پیدا کن

صامت اصفهانی

***

سد راه معصیتها شد پریشانی ما

داشت عریانی نگه ز آلوده دامانی ما

فطرت مشهدی

***

رفتند رفیقان همه، ای عمر گرامی

ماندیم درین بادیه، بردار قدم، های!

ناز عجبی می کشم از زندگی خویش

بازآ که وجود تو ضرور است عدم، های!

نجات اصفهانی

***

مکن ای باغبان منعم چه تاراج آید از دستی

که از سستی به زور پنجه ی گل بر نمی آید

دانش مشهدی

***

کافی ست خرقه ای ز لباس جهان مرا

آن هم برای سر به گریبان کشیدن است

***

عیش از میان رمیده، به نوعی که در بهار

دیوانه هم به سیر گلستان نمی رود

غنی کشمیری

***

گله از چرخ، بود تیر فکندن به سپهر

چون به جایی نرسد، شکوه ی بیجا چه کنم

کلیم همدانی

***

برچسب: نویسنده: ابوالفضل جعفری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:47

صفحه بندی